X
تبلیغات
هیچک - شعری برای خواهرم "نون"
مثل یک هیچهیچک که می هیچد به دور هیچ...
"شعری که تمام نشد.نمی شود.کاش می شد..."


... و زمین

جاذبه ی شومی بود

وقتی که تو بر خون خودت افتادی

... و هوا

بوی کبوتر می داد

چشم من

چشم دنیا

پر اشک

قلب تو

قلب خیابان

پر خون

...

+ نوشته شده در  جمعه 11 فروردین1391ساعت 0:31  توسط احسان  |