<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هیچک</title>
<link>https://hichak.blogfa.com</link>
<description>مثل یک هیچهیچک که می هیچد به دور هیچ...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 Apr 2014 16:57:40 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>انگار و هنوز</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/76</link>
<description>و دستهات دستهایم را گرفته اند هنوز و انگار که از تو نوشتن ها جان کندن می شوند تا شروع می شوی زخم زبان ها دهان باز می کنند آخر این چه رفتنی ست خوب من! که هر چه از تو بود مانده جز خودت که رفته ای! پشت سرت در ها را نبسته ای انگار و هنوز که باد بوی رفتنت را به خانه ام می آورد شنبه 29 مرداد1390</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2014 16:57:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/76</guid>
</item>
<item>
<title>فقط تو بمان</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/75</link>
<description>&quot;رفت رفتند مي روند رفتني اند&quot; آخر داستان فقط تو بمان</description>
<pubDate>Tue, 03 Dec 2013 16:53:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/75</guid>
</item>
<item>
<title>بی تو می ترسم</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/74</link>
<description>از آن شبی که نیامد ه ست و آز آن شبی که گذشت من از سیاهی شبهای بی تو می ترسم من از تمامی شب های ِ بی تو می ترسم و از سپیدی آتش گرفته ی روز ... من از سیاه من از سپید من از سپید و سیاه؛ بی تو می ترسم</description>
<pubDate>Tue, 10 Sep 2013 20:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/74</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/73</link>
<description>از هوش می...</description>
<pubDate>Sun, 18 Aug 2013 08:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/73</guid>
</item>
<item>
<title>سید خندان</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/72</link>
<description>سید خندان دیگر نمی خندد با تمام پلهای هوایی اش که مثل ابرو های من در هم است سید خندان دیگر نمی خندد بغض می کند وقتی زیر پل های هوایی اش مرا تنها می بیند و هوایی ام نمی کند بروم تا میرداماد تا انتهای &quot;شاید دیدنت&quot; سید خندان هفته هاست بغض دارد</description>
<pubDate>Sun, 30 Jun 2013 21:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/72</guid>
</item>
<item>
<title>خیلی دور ؛ خیلی نزدیک</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/71</link>
<description>نازنینم تو رفته ای و زمینم انگار گرد تر است که هر چه دورتر می شوی نزدیکتری</description>
<pubDate>Mon, 24 Jun 2013 20:02:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/71</guid>
</item>
<item>
<title>روزگار خطر ها و خاطره ها</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/70</link>
<description>بانو تو رفته اي و انگار فرموده اند تمام قطارها از روي خواب هاي من عبور كنند و سرم به احترام رفتنت روزها چند دقيقه سوت بكشد و جاي خالي ات را خطر كرده اند و خاطره كاشته اند ... پشت سر ْ رفتن ِ اين حوصله ها يك كاسه آب هم كه بريزند گوشه ي بالشت ِ بي خوابي مرا خيس كرده اند گلدان هاي خانه هم، ديگر فصل حالي ِ يشان نيست ترجيح داده اند زرد باشند كه بيشتر به حال خانه بيايند بانو... تو رفته اي و انگار پاييز را هم أمسال فرموده اند از بهار بيايد</description>
<pubDate>Fri, 15 Mar 2013 11:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/70</guid>
</item>
<item>
<title>خرافاتي نخواهم بود</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/69</link>
<description>وقتي رفتن به كفشهاي پاشنه بلندت بيايد و خند ه به لب هاي من زار بزن د Dior هم بوي دوري مي دهد خرافاتي نخواهم بود اما ماه ِشب ِرفتنت را ديده بودم كه ابر گرفته بود و تمام نستراداموس هاي آشنا پايان دنياي مرا درست پيشبيني كرده بودند حالا براي قشنگترين حرفهايت ژلوفن را سهميه بندي مي كنم و باور مي كنم كه زود ،باورت كردم مرد روياهاي تو بودن پاكي نمي خواهد عرضه مي خواهد كه من ندارم مثل دست هاي گرمت كه بي تو هيچ دست كشي از درد استخوان هايم كم نخواهد كرد</description>
<pubDate>Thu, 24 Jan 2013 15:51:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/69</guid>
</item>
<item>
<title>یلدای نود و یک</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/68</link>
<description>بگذار این یلدا آخر دنیا باشد چه اهمیت دارد می خواهم جای گلهای اناری که لبهات روی گونه های من کاشت تا آخر عمرم دل بزند</description>
<pubDate>Thu, 20 Dec 2012 19:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/68</guid>
</item>
<item>
<title>برای دارکوب های در سرم</title>
<link>https://hichak.blogfa.com/post/67</link>
<description>برای خودت از من قفسی ساخته ای برای دارکوبهای در سرم برای گنجشکها قناری ها از من کنارتمام برکه ها ؛ جیرجیرک تمام آبگیر ها ؛اردک برای خودت قفسی ساخته ای در من برای خودت از هرچه تکرار دیوانه کننده ی آواز ها نت ها خاطره ها در من، از من، برای خودت قفسی ساخته ای</description>
<pubDate>Wed, 21 Nov 2012 19:36:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>hichak</dc:creator>
<guid>hichak.blogfa.com/post/67</guid>
</item>
</channel>
</rss>
