خود کشی

نمی بینی که دفترم سرخ می شود
و نوشته هایم
زیر دله های خون خوانا نیست.
این منم که ثانیه هایی بی تو ساخته ام.
جنازه ام را آن سوی شب خاک کنید
و نگاهم را ندیده بگیرید.
انگار
من نبوده ام که که نوشته ام.
انگار
من نبوده ام که گفته ام.
انگار
من نبوده ام که بوده ام.
انگار
نه
انگار.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸۵ ساعت 22:8 توسط احسان
|
این مطالب وب نوشته های من است و کاملا بداهه .تصحیح شان نمی کنم .همینند که هستند .ناپخته و خام