دنیای خواب من
گیجم عجیب
از عطر نفسهات
در خیال
دنیای خوابِ هم
با تو
دنیای بهتری ست
آرام می نشینی
همینجا
کنارِ تخت و من
چشمم به
رنگ ِملایم لب و
گل گونه های توست.
دستم
به خالی ِ پرهیب ِ* موی تو ست
تا سحر .
در خواب ِ هرشبم
سیر تماشات می کنم !
شب ها
رها
روی رف ِ* خوابهای خود
من خاطرات ِ خــوب ِ تو را خاک می خورم
...
پرهیب (اِ) سایه، تصویری تاریک که بر اثر تابش نور بر جسمی در زمینه ی روشن تر ایجاد می شود، شبح. این واژه برگردان واژه ی لاتین سیلوئت(silhouette) ا...
رف [ رَ ]طاق مانندی در دیوار درون خانه که در بالای طاقچه سازند و در آن نیز اسباب زینتی و قیمتی و جز آن گذارند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 20:19 توسط احسان
|
این مطالب وب نوشته های من است و کاملا بداهه .تصحیح شان نمی کنم .همینند که هستند .ناپخته و خام