نم نم
چشمهات
دو خط به شعرم اضافه می کنند
ردیفش را می کنند ابروو گیسوانت
می ریزند روی شانه های لخت شعر من
من!
من من کنان
منگ نگاه تو
تو!
تلو تلو می دهی اتاق را
دور سرم
لب هات فشارم می دهند
به این قافیه هایی که باختم
دستانت چنگ می زنند به لختی تنم
...
نم نم باید فکر نماندنت باشم
به اینجا که می رسم
نم نم باید فکر نماندنت باشم
نم نم می روی
خودت را می روی و شعر ها را از سر من می روی
من نم نم نماندنت را زیر پتو می مانم
من می مانم ...نم...نم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ساعت 0:2 توسط احسان
|
این مطالب وب نوشته های من است و کاملا بداهه .تصحیح شان نمی کنم .همینند که هستند .ناپخته و خام